این حقوق ملت است که چپ و راست می شود.
دلمان برای ملت می سوزذ. برای ملتی که صداقت پیشه شان هست و ایمان و اخلاص و وطن خواهی اندیشه شان.این ملت چون خودشان پاکند و شیله و پیله ای ذر کارشان نیست ، گاهی مورد سوء استفاده قرار می گیرند. و آرای صادقانه شان در کام خودکامان هدر می شود.
متاسفانه بعضی آدم ها فکر می کنند که خداوند به نماز و روزه ی آن ها نیاز دارد، پس فقط خودشان را می بینند و به قول ما کرمانی ها کله بر زمین زدنی به نام نماز و خود آزردنی به نام روزه. دستشان در جیب خودشان است و سرشان به کار خودشان گرم. خاطرشان آسوده است که بهشت در انتظارشان است. همیشه لبشان می جنبد که ذکر می گویند و ریششان را شانه می کنند و لاحول کنان از کنار همه ی مشکلات خلق با آرامش عبور می کنند.این افراد نه میل سخن دارند و نه حال عمل.
بی خود خود را می فریبند که کار خلق را به خلق واگذارید و...
خدا خواسته و این مملکت را به برکت وجود امام راحل خمینی کبیر و امام حاضر آیت الله خامنه ای مزین کرده است. دلمان خوش است که رهبری پیامبرگونه ی امام خامنه ای در مقاطع حساس گره های کور را گشوده و اراده ی محکمش پشت مشکلات و بحران ها را به خاک رسانده است . اگر تاریخ سی و چند ساله ی استان کرمان را بخوبی رصد کنیم و تاریخ بعد از انقلاب را بررسی کنیم ، به این نتیجه ی روشن می رسیم که تمام مصالح و شوون استان در گره زدو بندهای سیاسی گرفتار بوده است و ملاحظات سیاسی بزرگ ترین مانع برای پیش رفت و آبادانی استان بوده است. انسان های خوب و صادقی در جریان چپ بودند که فقط به جرم این که در چناح مخالف بودند از دایره خدمت و مدیریت دور ماندند و نیز انسان های لایق و توانمندی در جریان راست بودند که با لجبازی و عناد مخالفان فرصت کار و تلاش برای آبادانی و پیشرفت استان را پیدا نکردند گاهی وقت ها سیاست مداری به سیاست بازی بدل شده و سودجویی و حیله گری و دروغ جای صداقت و انگیزه ی خدمت به خلق را می گیرد که آسیبی بزرگ است و زیانی جبران ناشدنی در پی خواهد داشت.
عرصه ی انتخابات ، عرصه ی خودنمایی مدعیان خدمت است و میدان شعارها و لبخندهای تصنعی . دست هایی که تاکنون در جیب ها پنهان بود به احترام بر سینه ها می آید و سرهایی که در گریبان بود به این سو وآن سو می گردند تا به یاد چهارسالگذشته و به طمع چهار سال آینده، دوباره آشنایی پیدا کنند وآرایی را به نفع خود مصادره نمایند.کسانی که فقط روزهای انتخابات به یاد مردم می افتند نمی توانند افراد مورد اعتمادی باشند. کسانی که قبلا آزمون خود را پس داده اند و نشان داده اند که نتوانسته اند از عهده ی عهدی که با مردم بسته اند برآیند، بهتر است میدان را به آدم های تازه ای واگذارند شاید حرکت تازه ای صورت بگیرد و اتفاق تازه ای بیفتد.
افکار تازه و ایده های نو به زندگی مردم نشاط و تازگی می بخشد و زوایای جدید زندگی مردم را جستجو می کند تا شاید هزاران راه نرفته را برود و هزاران حرف نگفته را بگوید.
مثلا مشکلات مردم راور درهم گره خورده است و زندگی مردم را درهم گره زده است.نه دانشگاهی ، نه جاده ی خوبی، نه شهرسازی قابل توجهی ، نه امکان اشتغال آبرومندانه ای و نه هیچ گونه امکانات تفریحی و آرامشی.
شهداد با همه ی سابقه ی فرهنگی و موقعیت استراژیک اقتصادی و مواصلاتی و گردش گری ، کم کم رو به متروکه شدن می رود.مدارسش یکی یکی تعطیل می شوند و باغ های خرما و پرتقالش پی درپی رو به ویرانی می روند.
جمعیت گلباف نسبت به 20 سال قبل از نصف هم کمتر شده است و مهاجرت ها روزبه روز افزایش می یابد.
راین با توجه به موقعیت خوب اقتصادی و فرهنگی و جمعیتی که دارد، استعداد تبدیل شدن به شهرستان را دارد اما مغفول مانده است.
سینما های کرمان امکان خوبی هستند برای تبدیل شدن به فرهنگ سرا و سالن های اجتماعات و آمفی تئاتر و گالری های نمایشگاهی و...
چه کسی دست بر زانو می گذارد و طرحی جدید پی می افکند جز چهره ای جدید و فکری نو غیر وابسته.؟
من این دوستت دارم را دوست دارم.